مرتضى راوندى

13

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مصرف عادى خود ، مقدار زيادى محصول ذخيره كنند . « بعد از غذا ، موضوع پوشاك اهميت داشت . از مدتها قبل ، ديگر پوشاك آدمى پوست حيوانات ، چنان كه معمول پيشينيان بود ، نبوده است . مردم متوجه شده بودند كه با الياف بعضى نباتات كه در مراتع طبيعى مىروييدند ، ممكن است نخى تابيد و از اين نخ پارچه بافت . بنابراين ، زراعت اين نوع نباتات را معمول كردند . بدينطريق ، كتان بوجود آمد ، و آنگاه آموختند كه چگونه مىتوان بوسيلهء دوك ، اين الياف را بهم بافت و نخ بوجود آورد . سپس ، نوعى دستگاه نساجى اختراع شد . . . اين دستگاه نساجى ساده عبارت بود از چهارچوبى كه بطور قائم در زمين مىنشاندند و نخهاى قائم را به آن مى - آويختند . و بوسيلهء وزنه‌هايى آنها را به وضع كشيده ، نگاه مىداشتند . . . به اين طريق ، غير از توريهاى ماهيگيرى ، پارچه‌هايى نيز مىبافتند . . . به احتمال قوى ، اكثريت مردم لخت و عور يا تقريبا لخت بودند . . . اما مسلما اين موضوع مانع از آن نمىشد كه بانوان خود را با گردنبندها و دستبندها و گوشواره‌هايى كه از عاج يا صدف يا مرمر رنگينى تهيه مىشد ، زينت دهند . » « 1 » مسكن و پوشاك در كتاب تاريخ جهان باستان دربارهء اين دو نياز ديرين بشر چنين آمده است : « زاغه‌هاى زيرزمينى كه در عهد كهن‌سنگى ، مورد استفادهء انسان بود ، در عهد نوسنگى نيز ، بعنوان شكل اصلى مسكن ، در مناطق معتدل همچنان

--> ( 1 ) . همان . ص 6 - 35 ( به اختصار ) .